جاری شدن
سائل بودن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سائل بودن. [ ءِ دَ ] ( مص مرکب ) جاری شدن. جریان داشتن. روان بودن. رجوع به جاری شدن شود. || گدا بودن. || پرسان بودن. بتمام معانی رجوع به سائل شود.
سایل بودن. [ ی ِ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به سائل بودن شود.
کلمات دیگر: