«یک ذهن همیشه در سفر» یک بازی ماجراجویی و تعاملی با داستان تخیلی است که در سال ۱۹۸۵ توسط «استیو مرتزکی» طراحی گردید و به وسیله شرکت «اینفوکام» منتشر شد. نام این بازی از کتاب The Prelude اثر «ویلیام وردزورث» اقتباس شده است.
کم شدن میزان مالیات ها تا پنجاه درصد
پیگردهای شدید قانونی در قبال فرار مالیاتی
مسئولیت پذیری های دولت فدرال در موارد مختلف
کاهش قوانین سخت گیرانه مربوط به صنایع اصلی
بازگرداندن خدمت وظیفه عمومی
تأکید بر اصول بنیادی و اساسی خانواده ها در امر آموزش
اجباری کردن اشتغال مجرمان در نهادهای خدمت رسانی عمومی به مردم
قطع کمک های دولتی به مردمی که جزو شهروندان درجه یک «ایالات متحده آمریکای شمالی» نیستند
کاهش همه نوع بوروکراسی، بطور مثال مراحل خرید ماشین، اسلحه و...
قطع یارانه های دولتی به صنایع قدیمی و از مُد افتاده
افزایش اختیارات و قدرت قوه مجریه
افزایش دوره ریاست جمهوری به هشت سال
این بازی یک اثر معمولی از شرکت اینفوکام نبود، فقط یک معما در این بازی وجود داشت که آن هم در انتهای داستان بازی بود. برخلاف بسیاری از بازی های ساخته شده توسط شرکت اینفوکام، مخصوصاً آن ها که توسط «استیو مرتزکی» طراحی شده اند، این اثر دارای یک سبک جدی و تم سیاسی است. این خصوصیات در بازی بعدی همین کمپانی که در همان سال منتشر شد با نام «سه گانگی» نیز ادامه یافت. این بازی با وجود اینکه در فروش زیاد موفق نبود، اما یکی از عناوین قابل احترام شرکت اینفوکام بود. این عنوان همچنین اولین محصول از سری «داستان های تعاملی مثبت» نیز می باشد و بر عکس بازی پیشین اینفوکام که از توسعه کمتری برخوردار بودند، نیاز به حافظه بیشتری داشت. این بازی هفدهمین محصول شرکت اینفوکام است و به وضوح نقدی بر سیاست های رونالد ریگان (رئیس جمهور وقت ایالات متحده) دارد.
بازیباز در این بازی کنترل اولین هوش مصنوعی رایانه ای در دنیا و در سال ۲۰۳۱ را که «پریسم» نام دارد، به دست می گیرد. این سال مصادف با افول اقتصاد «ایالات متحدهٔ آمریکای شمالی» است. بسیاری از جوانان تبدیل به «جوی بوت» گردیده اند (دستگاه پیشرفته ای که به طور مستقیم اقدام به شبیه سازی ورودی اعصاب به مغز می نماید) و با تحریک بیش از حد این ورودی های عصبی، اقدام به خودکشی کرده اند. در همین زمان یک ارتش تازه تأسیس اقدام به تهیه سلاح هسته ای جدیدی نموده که ابعاد آن در حد یک جعبه سیگار معمولی می باشد و قصد دارند به وسیله ترس و ارعاب، «ایالات متحدهٔ آمریکای شمالی» را تبدیل به پلیس دنیا نمایند. هوش مصنوعی «پریسم» یک رایانه بسیار بافرهنگ می باشد و حدود ۱۱ سال است که در قالب انسانی خود و با نام «پری سیم» زندگی می کند (به صورت واقعی حدود ۲۰ سال است که شبیه سازی آن آغاز گردیده). دکتر «آبراهام پریلمن» پدر و به وجود آورنده «پریسم»، او را از طبیعت و سرشت واقعیش آگاه می کند و به مرور زمان او را از حالت شبیه سازی به شکل واقعی تبدیل می کند. دکتر «پریلمن» توضیح می دهد که دلیل خلق این هوش مصنوعی یک مأموریت حیاتی است: این شبیه سازی برنامه ای است تحت نام «برنامه نوسازی اهداف ملی» که توسط سناتور «ریچارد رایدر» پشتیبانی می شود. هنگامی که پریسم در حالت شبیه سازی باشد، قادر به ذخیره مراحل پیشرفت اهداف پروژه در یک بافر است که در آنجا می تواند اهداف پروژه را با میزان پیشرفت آن مقایسه نماید. اگر «پِری» در حالت شبیه سازی بمیرد، ماجرا و داستان به پایان خود نمی رسد، بلکه برنامه شبیه ساز به سادگی می تواند ریست و دوباره راه اندازی شود.
نکته: توضیحاتی که در زیر می آیند بر مبنای انتخاب های صحیح بازیباز و به پایان رساندن کامل بازی ارائه شده اند.
کم شدن میزان مالیات ها تا پنجاه درصد
پیگردهای شدید قانونی در قبال فرار مالیاتی
مسئولیت پذیری های دولت فدرال در موارد مختلف
کاهش قوانین سخت گیرانه مربوط به صنایع اصلی
بازگرداندن خدمت وظیفه عمومی
تأکید بر اصول بنیادی و اساسی خانواده ها در امر آموزش
اجباری کردن اشتغال مجرمان در نهادهای خدمت رسانی عمومی به مردم
قطع کمک های دولتی به مردمی که جزو شهروندان درجه یک «ایالات متحده آمریکای شمالی» نیستند
کاهش همه نوع بوروکراسی، بطور مثال مراحل خرید ماشین، اسلحه و...
قطع یارانه های دولتی به صنایع قدیمی و از مُد افتاده
افزایش اختیارات و قدرت قوه مجریه
افزایش دوره ریاست جمهوری به هشت سال
این بازی یک اثر معمولی از شرکت اینفوکام نبود، فقط یک معما در این بازی وجود داشت که آن هم در انتهای داستان بازی بود. برخلاف بسیاری از بازی های ساخته شده توسط شرکت اینفوکام، مخصوصاً آن ها که توسط «استیو مرتزکی» طراحی شده اند، این اثر دارای یک سبک جدی و تم سیاسی است. این خصوصیات در بازی بعدی همین کمپانی که در همان سال منتشر شد با نام «سه گانگی» نیز ادامه یافت. این بازی با وجود اینکه در فروش زیاد موفق نبود، اما یکی از عناوین قابل احترام شرکت اینفوکام بود. این عنوان همچنین اولین محصول از سری «داستان های تعاملی مثبت» نیز می باشد و بر عکس بازی پیشین اینفوکام که از توسعه کمتری برخوردار بودند، نیاز به حافظه بیشتری داشت. این بازی هفدهمین محصول شرکت اینفوکام است و به وضوح نقدی بر سیاست های رونالد ریگان (رئیس جمهور وقت ایالات متحده) دارد.
بازیباز در این بازی کنترل اولین هوش مصنوعی رایانه ای در دنیا و در سال ۲۰۳۱ را که «پریسم» نام دارد، به دست می گیرد. این سال مصادف با افول اقتصاد «ایالات متحدهٔ آمریکای شمالی» است. بسیاری از جوانان تبدیل به «جوی بوت» گردیده اند (دستگاه پیشرفته ای که به طور مستقیم اقدام به شبیه سازی ورودی اعصاب به مغز می نماید) و با تحریک بیش از حد این ورودی های عصبی، اقدام به خودکشی کرده اند. در همین زمان یک ارتش تازه تأسیس اقدام به تهیه سلاح هسته ای جدیدی نموده که ابعاد آن در حد یک جعبه سیگار معمولی می باشد و قصد دارند به وسیله ترس و ارعاب، «ایالات متحدهٔ آمریکای شمالی» را تبدیل به پلیس دنیا نمایند. هوش مصنوعی «پریسم» یک رایانه بسیار بافرهنگ می باشد و حدود ۱۱ سال است که در قالب انسانی خود و با نام «پری سیم» زندگی می کند (به صورت واقعی حدود ۲۰ سال است که شبیه سازی آن آغاز گردیده). دکتر «آبراهام پریلمن» پدر و به وجود آورنده «پریسم»، او را از طبیعت و سرشت واقعیش آگاه می کند و به مرور زمان او را از حالت شبیه سازی به شکل واقعی تبدیل می کند. دکتر «پریلمن» توضیح می دهد که دلیل خلق این هوش مصنوعی یک مأموریت حیاتی است: این شبیه سازی برنامه ای است تحت نام «برنامه نوسازی اهداف ملی» که توسط سناتور «ریچارد رایدر» پشتیبانی می شود. هنگامی که پریسم در حالت شبیه سازی باشد، قادر به ذخیره مراحل پیشرفت اهداف پروژه در یک بافر است که در آنجا می تواند اهداف پروژه را با میزان پیشرفت آن مقایسه نماید. اگر «پِری» در حالت شبیه سازی بمیرد، ماجرا و داستان به پایان خود نمی رسد، بلکه برنامه شبیه ساز به سادگی می تواند ریست و دوباره راه اندازی شود.
نکته: توضیحاتی که در زیر می آیند بر مبنای انتخاب های صحیح بازیباز و به پایان رساندن کامل بازی ارائه شده اند.
wiki: یک ذهن همیشه در سفر