نعت تفضیلی است یافت شنونده تر
اوجد
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اوجد. [ اَ ج َ ] ( ع ن تف ) یافت شونده تر.
- امثال :
اوجد من التراب ، اوجد من الماء. ( یادداشت مؤلف ). ورجوع به مجمع الامثال میدانی شود.
- امثال :
اوجد من التراب ، اوجد من الماء. ( یادداشت مؤلف ). ورجوع به مجمع الامثال میدانی شود.
پیشنهاد کاربران
پدید ساخت /
وجود آورد
وجود آورد
کلمات دیگر: