تنبیت . [ تَم ْ ] (ع مص ) پروردن . (تاج المصادر بیهقی ). پروردن کودک را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || درخت نشاندن .(تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نبت اجلک بین عینیک ؛ همیشه مرگ را جلو خود ببین . (از ناظم الاطباء). مرگ را در چشم خود غرس کن . (از اقرب الموارد).
تنبیت
لغت نامه دهخدا
تنبیت. [ تَم ْ ] ( ع مص ) پروردن. ( تاج المصادر بیهقی ). پروردن کودک را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || درخت نشاندن.( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نبت اجلک بین عینیک ؛ همیشه مرگ را جلو خود ببین. ( از ناظم الاطباء ). مرگ را در چشم خود غرس کن. ( از اقرب الموارد ).
تنبیت. [ تَم ْ / تِم ْ ] ( ع اِ ) درخت رسته ، خرد باشد یا کلان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به اقرب الموارد شود.
تنبیت. [ تَم ْ / تِم ْ ] ( ع اِ ) درخت رسته ، خرد باشد یا کلان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به اقرب الموارد شود.
تنبیت . [ تَم ْ / تِم ْ ] (ع اِ) درخت رسته ، خرد باشد یا کلان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به اقرب الموارد شود.
کلمات دیگر: