کلمه جو
صفحه اصلی

اژیاس

فرهنگ فارسی

پادشاه اساطیری الید

لغت نامه دهخدا

اژیاس. [ اَ ] ( اِخ ) از مردم آرکادی ، یکی از سرکردگان یونانی بزمان اردشیر دوم هخامنشی. ( ایران باستان ص 1052 ).

اژیاس. [ اُ ] ( اِخ ) پادشاه اساطیری الید، و یکی از آرگِنُوت ها. وی را اصطبلی بوده است که در آن سه هزار گاو بوده و در مدت سی سال آن اصطبل پاک نشده بود و هِرکول قهرمان معروف آن را پاک کرد و این کار یکی از اعمال دوازده گانه هرکول است.

اژیاس. [ اُ ] ( اِخ ) ( اصطبل... ) رجوع به اُژیاس ( فوق ) شود.

اژیاس . [ اَ ] (اِخ ) از مردم آرکادی ، یکی از سرکردگان یونانی بزمان اردشیر دوم هخامنشی . (ایران باستان ص 1052).


اژیاس . [ اُ ] (اِخ ) پادشاه اساطیری الید، و یکی از آرگِنُوت ها. وی را اصطبلی بوده است که در آن سه هزار گاو بوده و در مدت سی سال آن اصطبل پاک نشده بود و هِرکول قهرمان معروف آن را پاک کرد و این کار یکی از اعمال دوازده گانه ٔ هرکول است .


اژیاس . [ اُ ] (اِخ ) (اصطبل ...) رجوع به اُژیاس (فوق ) شود.



کلمات دیگر: