( تنبالة ) تنبالة. [ تَم ْ ل َ ] ( ع اِ ) کوتاه. کوتاهی. ( منتهی الارب ). تنبال. ( اقرب الموارد ). کوچکی و کوتاهی و قصر و قصیر و کوتاه. ( ناظم الاطباء ).
تنباله
لغت نامه دهخدا
تنبالة. [ تَم ْ ل َ ] (ع اِ) کوتاه . کوتاهی . (منتهی الارب ). تنبال . (اقرب الموارد). کوچکی و کوتاهی و قصر و قصیر و کوتاه . (ناظم الاطباء).
کلمات دیگر: