کلمه جو
صفحه اصلی

بلطه

لغت نامه دهخدا

( بلطة ) بلطة. [ ب ُ طَ ] ( ع اِ ) مدت دراز، یا زمانه ، یا مفلس ، یا ناگهان ، یا نام پشته ای ، یا مراد خانه سنگ فرش کرده است و آن در شعر امری القیس آمده است :
نزلت علی عمروبن درماء بلطة
فیا کرم ماجار و یا حسن مامحل.
( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
گویند محل مشهوری است در دو کوه طی ، و آن منزل عمروبن درماء بوده است. و گویند آن پشته ایست ، و برخی آن را چشمه و نخل و وادیی دانند از آن بنی درماء. ( از معجم البلدان ) ( از مراصد ).

بلطة. [ ب ُ طَ ] (ع اِ) مدت دراز، یا زمانه ، یا مفلس ، یا ناگهان ، یا نام پشته ای ، یا مراد خانه ٔ سنگ فرش کرده است و آن در شعر امری ٔ القیس آمده است :
نزلت علی عمروبن درماء بلطة
فیا کرم ماجار و یا حسن مامحل .

(منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).


گویند محل مشهوری است در دو کوه طی ، و آن منزل عمروبن درماء بوده است . و گویند آن پشته ایست ، و برخی آن را چشمه و نخل و وادیی دانند از آن بنی درماء. (از معجم البلدان ) (از مراصد).

دانشنامه عمومی

بَلطه (تیشه) یا پی کمان یک ستاره است که در صورت فلکی کمان قرار دارد.


کلمات دیگر: