کلمه جو
صفحه اصلی

بلاماجی

لغت نامه دهخدا

بلاماجی. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بخش مرکزی شهرستان زنجان. سکنه آن 713 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات و بنشن و انگور است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

بلاماجی. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سجاسرود، بخش قیدار، شهرستان زنجان. سکنه آن 580 تن. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات و انگور و میوه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

بلاماجی . [ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان بخش مرکزی شهرستان زنجان . سکنه ٔ آن 713 تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات و بنشن و انگور است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).


بلاماجی . [ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان سجاسرود، بخش قیدار، شهرستان زنجان . سکنه ٔ آن 580 تن . آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات و انگور و میوه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).



کلمات دیگر: