اضاء. [ اِ ] ( ع اِ ) پالیز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مبطخه یا محل خربزه. ( از قطر المحیط ). جالیز. اضاءة. ( اقرب الموارد ). رجوع به اضاءة شود. || بیشه بید هندی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بیشه خلاف هندی. ( از قطر المحیط ). اضاءة. رجوع به اضاءة شود. در ناظم الاطباء بیشه بید هندی دو معنی مستقل نشان داده شده است. || ج ِ اَضاة. رجوع به اضاة شود.
اضاء. [ اَ ] ( اِخ ) وادیی است. ( از معجم البلدان ).
اضاء. [ اَ ] ( اِخ ) وادیی است. ( از معجم البلدان ).