اهجال . [ اِ ] (ع مص ) مهمل و بی شبان گذاشتن شتر را. || فراخ کردن بچیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(آنندراج ). واسع کردن چیزی . (از اقرب الموارد). || ضایع نمودن مال . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ضایع ساختن مال . (از اقرب الموارد).
اهجال
لغت نامه دهخدا
اهجال. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ هَجل. زمین همواریست میان کوه یا عام است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). هِجال. هَجَلات. هجول. ( منتهی الارب ). و رجوع به هجل شود.
اهجال. [ اِ ] ( ع مص ) مهمل و بی شبان گذاشتن شتر را. || فراخ کردن بچیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )( آنندراج ). واسع کردن چیزی. ( از اقرب الموارد ). || ضایع نمودن مال. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ضایع ساختن مال. ( از اقرب الموارد ).
اهجال. [ اِ ] ( ع مص ) مهمل و بی شبان گذاشتن شتر را. || فراخ کردن بچیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )( آنندراج ). واسع کردن چیزی. ( از اقرب الموارد ). || ضایع نمودن مال. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ضایع ساختن مال. ( از اقرب الموارد ).
اهجال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ هَجل . زمین همواریست میان کوه یا عام است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). هِجال . هَجَلات . هجول . (منتهی الارب ). و رجوع به هجل شود.
کلمات دیگر: