منسوب به فی که از قرای سغد است .
فیی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فیی. [ ف َی ْ یی ] ( ص نسبی ) منسوب به فَی که از قرای سغد است. ( سمعانی ). رجوع به فَی شود.
پیشنهاد کاربران
فَیئ بمعنی سایه
ولوطَرَحوا فی فَیئ حائط کَرْمِها عَلیلاً و قد اشفی لفارقَهُ السَّقم
اگر بیماری در سایه دیوار رزی که از آن شراب میگیرند قرار گیرد شفا می یابد.
ولوطَرَحوا فی فَیئ حائط کَرْمِها عَلیلاً و قد اشفی لفارقَهُ السَّقم
اگر بیماری در سایه دیوار رزی که از آن شراب میگیرند قرار گیرد شفا می یابد.
کلمات دیگر: