کلمه جو
صفحه اصلی

فیلوله

فرهنگ فارسی

خطا کردن . یا سست رای شدن مرد

لغت نامه دهخدا

( فیلولة ) فیلولة. [ ف َ ل َ ] ( ع مص ) خطا کردن. || ضعیف و سست گردیدن. || خطا کردن رای کسی در بازی فیال. ( منتهی الارب ). || سست رای شدن مرد. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). || خواب کردن به وقت عصر، و آن سبب جنون است. ( غیاث ).

فیلولة. [ ف َ ل َ ] (ع مص ) خطا کردن . || ضعیف و سست گردیدن . || خطا کردن رای کسی در بازی فیال . (منتهی الارب ). || سست رای شدن مرد. (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ). || خواب کردن به وقت عصر، و آن سبب جنون است . (غیاث ).


دانشنامه عمومی

از ریشه فالَ،ضعیف شد، خطا رفت



کلمات دیگر: