honesties, trusteeships, deposits, parcels, consignments
امانات
فارسی به انگلیسی
فرهنگ فارسی
جمع امانت
لغت نامه دهخدا
امانات. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ امانت. رجوع به امانت شود. || قسمی از خط عربی. رجوع به فهرست ابن الندیم ص 13 شود.
فرهنگ عمید
= امانت
امانت#NAME?
کلمات دیگر: