فلسفه دان فلسفه باف
مفلسف
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مفلسف. [ م ُ ف َ س ِ ] ( ع ص ) فلسفه دان. فلسفه باف. اهل فلسفه :
همچو آن مرد مفلسف روز مرگ
عقل را می دید بس بی بال و برگ.
همچو آن مرد مفلسف روز مرگ
عقل را می دید بس بی بال و برگ.
مولوی ( مثنوی چ رمضانی ص 269 ).
کلمات دیگر: