کلمه جو
صفحه اصلی

الصافان

لغت نامه دهخدا

الصافان. [ اَ ] ( اِخ ) یا الیصافان ، بمعنی محفوظ از طرف خداوند است ، وی مرد لاوی و رئیس طایفه قهاتیان بود. ( از قاموس کتاب مقدس ).

الصافان. [ اَ ] ( اِخ ) یا الیصافان. رئیس سبط زبولون که در هنگام تقسیم مملکت کنعان نایب ایشان بود. ( از قاموس کتاب مقدس ).

الصافان . [ اَ ] (اِخ ) یا الیصافان ، بمعنی محفوظ از طرف خداوند است ، وی مرد لاوی و رئیس طایفه ٔ قهاتیان بود. (از قاموس کتاب مقدس ).


الصافان . [ اَ ] (اِخ ) یا الیصافان . رئیس سبط زبولون که در هنگام تقسیم مملکت کنعان نایب ایشان بود. (از قاموس کتاب مقدس ).



کلمات دیگر: