کلمه جو
صفحه اصلی

نوجوی

لغت نامه دهخدا

نوجوی. [ ن َ / نُو ] ( نف مرکب ) نوطلب. مبتکر. مبدع. که جویای چیزهای بدیع و تازه است.


کلمات دیگر: