کلمه جو
صفحه اصلی

اشکریه

لغت نامه دهخدا

( اشکریة ) اشکریة. [ اِ ک َ ی َ ] ( معرب ، اِ ) ( ازاسپانیولی اسکریا ) ماده ٔزجاجی که در کف فلزات مذاب یافت میشود. کف. خبث. زبد. و یعرف بالاشکریة خبث الحدید. ( از دزی ج 1 ص 25 ).

اشکریة. [ اِ ک َ ی َ ] (معرب ، اِ) (ازاسپانیولی اسکریا ) ماده ٔزجاجی که در کف فلزات مذاب یافت میشود. کف . خبث . زبد. و یعرف بالاشکریة خبث الحدید. (از دزی ج 1 ص 25).



کلمات دیگر: