تیره ای از بهمئی از شعب. لیراوی از ایلات کوه گیلوی. فارس .
بیژنی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بیژنی.[ ژَ ] ( ص نسبی ) منسوب به بیژن و نژاد و صفات او.
بیژنی. [ ژَ ] ( اِخ ) تیره ای از بهمئی از شعبه لیراوی از ایلات کوه گیلویه فارس. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 89 ).
بیژنی. [ ژَ ] ( اِخ ) تیره ای از بهمئی از شعبه لیراوی از ایلات کوه گیلویه فارس. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 89 ).
بیژنی . [ ژَ ] (اِخ ) تیره ای از بهمئی از شعبه ٔ لیراوی از ایلات کوه گیلویه ٔ فارس . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 89).
بیژنی .[ ژَ ] (ص نسبی ) منسوب به بیژن و نژاد و صفات او.
کلمات دیگر: