کلمه جو
صفحه اصلی

بیش بیش

فرهنگ فارسی

فزون فزون . بسیار بسیار

لغت نامه دهخدا

بیش بیش. [ش ِ ] ( ق مرکب ) فزون فزون. بسیار بسیار :
بیش بیش آرزو که بود مرا
با کم کم بسر نمی آمد.
خاقانی.


کلمات دیگر: