کلمه جو
صفحه اصلی

معاقب شدن

فرهنگ فارسی

( مصدر ) سزای عمل بد خود را یافتن مجازات شدن .
کیفر دادن عقوبت یافتن

لغت نامه دهخدا

معاقب شدن. [ م ُ ق َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کیفر یافتن. عقوبت یافتن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). معاقب گردیدن.


کلمات دیگر: