اشم غم اشک اندوه
اشک مصیبت
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اشک مصیبت. [ اَ ک ِ م ُ ب َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) اشک غم. اشک اندوه :
چنان باید فشانداشک مصیبت
که پشتیبان شود بهر کمرها.
چنان باید فشانداشک مصیبت
که پشتیبان شود بهر کمرها.
کلیم ( از آنندراج ).
کلمات دیگر: