کلمه جو
صفحه اصلی

اشکاب

لغت نامه دهخدا

اشکاب. [ اِ] ( از روسی ، اِ ) اشکاف. گنجه. رجوع به اشکاف شود.

اشکاب. [ اِ ] ( اِخ ) احمدبن اشکاب نام محدثی بود. ( منتهی الارب ). رجوع به احمد شود.

اشکاب . [ اِ ] (اِخ ) احمدبن اشکاب نام محدثی بود. (منتهی الارب ). رجوع به احمد شود.


اشکاب . [ اِ] (از روسی ، اِ) اشکاف . گنجه . رجوع به اشکاف شود.



کلمات دیگر: