کلمه جو
صفحه اصلی

بیزان

فرهنگ فارسی

جمع باز مرغ شکاری

لغت نامه دهخدا

بیزان . (ع اِ) ج ِ باز، بمعنی مرغ شکاری . (از منتهی الارب ) (از یادداشت مؤلف ). رجوع به باز شود.


بیزان. ( نف ، ق ) صفت بیان حالت ازبیختن. در حال بیختن. ( یادداشت مؤلف ) :
ز رنگ روی مل بر خاک ریزان
ز تاب موی گل بر باد بیزان.
؟ ( از تاج المآثر ).

بیزان. ( ع اِ ) ج ِ باز، بمعنی مرغ شکاری. ( از منتهی الارب ) ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به باز شود.

بیزان . (نف ، ق ) صفت بیان حالت ازبیختن . در حال بیختن . (یادداشت مؤلف ) :
ز رنگ روی مل بر خاک ریزان
ز تاب موی گل بر باد بیزان .

؟ (از تاج المآثر).




کلمات دیگر: