کلمه جو
صفحه اصلی

معادا شدن

فرهنگ فارسی

دشمن شدن

لغت نامه دهخدا

معادا شدن. [ م ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دشمن شدن :
خورشید چون به معدن عدل آمد
با فضل ز مهریر معادا شد.
ناصرخسرو.


کلمات دیگر: