شکرنده معادی شکار کننده و شکننده دشمن .
معادی شکر
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
معادی شکر. [ م ُ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) شکرنده معادی. شکارکننده و شکننده دشمن :
شاه بادی و توانا و قوی تا به مراد
گه ولی پروری و گاه معادی شکری.
شاه بادی و توانا و قوی تا به مراد
گه ولی پروری و گاه معادی شکری.
فرخی.
کلمات دیگر: