کلمه جو
صفحه اصلی

بیرنگ گری

فرهنگ فارسی

عمل بیرنگ گر . طراحی .

لغت نامه دهخدا

بیرنگ گری. [ رَن ْگ ْ، گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل بیرنگ گر. طراحی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به بیرنگ گر شود.


کلمات دیگر: