مترادف سنگ باران کردن : سنگسار کردن، پی درپی سنگ پرتاب کردن
سنگ باران کردن
مترادف سنگ باران کردن : سنگسار کردن، پی درپی سنگ پرتاب کردن
فرهنگ فارسی
سنگ زدن و سنگ ریختن بر کسی یا جایی
لغت نامه دهخدا
سنگ باران کردن. [ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سنگ زدن و سنگ ریختن بر کسی یا جایی. ( از آنندراج ) :
یکی سنگ باران بکردند سخت
چو باد خزان برجهد بر درخت.
که مرغش سنگ باران کرد و دوزخ شد سرانجامش.
ز آه سحرگاهش کنون رو سنگباران تازه کن.
دل طپیدن سنگ باران میکند آئینه را.
یکی سنگ باران بکردند سخت
چو باد خزان برجهد بر درخت.
فردوسی.
که بود آن کس که پیل آورد وقتی بر در کعبه که مرغش سنگ باران کرد و دوزخ شد سرانجامش.
خاقانی.
این گنبد نارنج گون بازیچه دارد اندرون ز آه سحرگاهش کنون رو سنگباران تازه کن.
خاقانی.
از سر زانو اگر یکدم گذاری بر زمین دل طپیدن سنگ باران میکند آئینه را.
صائب.
کلمات دیگر: