نیک فال. ( ص مرکب ) خجسته فال. نیک اختر. ( ناظم الاطباء ). خوش طالع. ( فرهنگ فارسی معین ). میمون. خجسته. فرخنده :
یافتستی روزگار امروز کن
خویشتن را نیک روز و نیک فال.
ناصرخسرو.
به تدبیر پیران بسیارسال
به دستوری اختر نیک فال.
نظامی.
بدانست پیغمبر نیک فال
که گبر است پیر تبه بوده حال.
سعدی.