کلمه جو
صفحه اصلی

بالام جان

فرهنگ فارسی

بمعنی فرزند است

لغت نامه دهخدا

بالام جان. ( ترکی ، اِ مرکب ) ( ازترکی بالا بمعنی فرزند و میم علامت تملک یا ضمیر متصل مفعولی ترکی و جان فارسی )، کلمه عطوفتی است که کوچکتران و زیردستان را بدان آواز دهند. ( یادداشت مؤلف ). || بکنایه و مزاح ، قزوینی. ( یادداشت مؤلف ). از آنرو که آنان بتقلید ترکان به اطفال و زیردستان خود بالام یا بالامجان ( با لام ترکی باضافه جان فارسی ) یعنی طفلم یا فرزند جانم خطاب کنند: فلان بالام جان است ، بمزاح یعنی قزوینی است. ( یادداشت مؤلف ).

پیشنهاد کاربران

عزیزجان

جییییگر جان

بسته به جمله ( عزیزم. فرزندم. وحتی شخصی که براش باارزش باشه ) معنی میده

عزیزم
فرزندم

عزیز جان یا فرزندجان بستگی به مخاطب داره

بالام ( بابا ) جان ( جان ) . بابا جان. معمولا پدران ایرانی فرزندشان را خطال میکنند بابا جون. این هم دقیقا همونه

جانابالا

نه بچها این تلفظش میشه ( جانا بالا ) به معنای جیگر جان عزیز جان و. . . .

عزیز جان یا جیگر جان یا فرزند جان

من همسرم تورکه،
ازین کلمه خطاب به من خیلی استفاده میکنه،
هروقتم میگه با یه لحنی میگه کهنشون میده خیلی دوستم داره،
به معنی عزیزم، ، ، ،


بالام جان رو قزوینیها به کسی میگفتن که کار احمقانه ای میکرد و منظورشون این بود که ترک بازی در نیار، البته این کلمه به مرور زمان در ادبیات محاوره اصلاح شده و در حال حاضر بیشتر به منظور ابراز علاقه استفاده میشود، ولی پیدایش کلمه بخاطر توضیح بالا و در زمان ورود صفویان به قزوین بوده

واژه بالام ، معادل دقیقی در فارسی ندار د. شاید معنی کمی نزدیکتر به مفهوم یالام بشه ( ای جگر گوشه ام. ای عزیز دلم. ای جان و ای نفسم. بار عاطفی بالام نسبت به واژه فرزندم بیشتر است.


کلمات دیگر: