کلمه جو
صفحه اصلی

سخاوه

لغت نامه دهخدا

سخاوة. [ س َ وَ ](ع مص ) جوانمردی نمودن . (آنندراج ). جوانمرد شدن . (المصادر زوزنی ). جوانمردی . (دهار). || باز ماندن از چیزی . || ترک دادن . (آنندراج ).


پیشنهاد کاربران

سخاوة


کلمات دیگر: