کلمه جو
صفحه اصلی

جهره

فارسی به انگلیسی

reel, skein - winder


فرهنگ فارسی

بر وزن بهره چرخی باشد که جولاهگان به آن ریسمان درما سوره کنند و آن ببای فارسی نیز آمده .

لغت نامه دهخدا

جهره . [ ج َ رَ / رِ ] (اِ) بر وزن بهره ، چرخی باشد که جولاهگان به آن ریسمان در ماشوره پیچند. (برهان ). چرخه که جولاهگان بدان ریسمان در ماسوره کنند و آن ببای فارسی نیز آمده . (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ). چهره . چرخه . چرخ .


جهرة. [ ج َ رَ ] (ع اِ) آشکارا. (منتهی الارب ). عیان . (از اقرب الموارد) : ارنا اﷲ جهرة ؛ ای عیاناً غیرمستتر. (منتهی الارب ). || (مص ) آشکارا شدن . (آنندراج ).


( جهرة ) جهرة. [ ج َ رَ ] ( ع اِ ) آشکارا. ( منتهی الارب ). عیان. ( از اقرب الموارد ) : ارنا اﷲ جهرة ؛ ای عیاناً غیرمستتر. ( منتهی الارب ). || ( مص ) آشکارا شدن. ( آنندراج ).
جهره. [ ج َ رَ / رِ ] ( اِ ) بر وزن بهره ، چرخی باشد که جولاهگان به آن ریسمان در ماشوره پیچند. ( برهان ). چرخه که جولاهگان بدان ریسمان در ماسوره کنند و آن ببای فارسی نیز آمده. ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ). چهره. چرخه. چرخ.

دانشنامه عمومی

مختصات: ۲۸°۱۴′۳۲″ شمالی ۵۳°۱۰′۶″ شرقی / ۲۸٫۲۴۲۲۲°شمالی ۵۳٫۱۶۸۳۳°شرقی / 28.24222; 53.16833
جهره، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خنج در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان سیف آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۷۷ نفر (۱۲۲خانوار) بوده است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی جَهْرَةً: به وضوح -آشکارا(جهر:ظهور هر چیزی در حد کمال برای یکی ازحواس آدمی)
ریشه کلمه:
جهر (۱۶ بار)

«جَهْرَةً» از مادّه «جِهار» به معنای «آشکار» است.

پیشنهاد کاربران

جهره. بر وزن بهره. چهره. نهره ( دوغ نهره ) . کهره. شهره ( چربی گوشت ) . . یک کلمه ی تورکی است.

چیک/چکمک/چکریک/چکیلمک به مرور زمان تغییر داده شده چکره/چهره/جعره


کلمات دیگر: