کلمه جو
صفحه اصلی

لوثه

لغت نامه دهخدا

( لوثة ) لوثة. [ ل َ ث َ ] ( ع اِ ) گلوله لته که به آن بازی کنند. || ( اِمص ) سستی. || آهستگی و درنگی. || فروهشتگی. || گولی. || نوعی از جنون. ( منتهی الارب ). دیوانگی : از سر شَطارت و لوثت طبع حرکات نامتناسب میکرد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 340 ). || افزونی گوشت و پیه. ( منتهی الارب ).
- ناقة ذات لوثة ؛ ناقه بسیار گوشت و پیه.
|| برانگیختن. ( منتهی الارب ).

لوثة. [ ل َ ث َ ] (ع اِ) گلوله ٔ لته که به آن بازی کنند. || (اِمص ) سستی . || آهستگی و درنگی . || فروهشتگی . || گولی . || نوعی از جنون . (منتهی الارب ). دیوانگی : از سر شَطارت و لوثت طبع حرکات نامتناسب میکرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 340). || افزونی گوشت و پیه . (منتهی الارب ).
- ناقة ذات لوثة ؛ ناقه ٔ بسیار گوشت و پیه .
|| برانگیختن . (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: