لورقی . [ رَ قی ی ] (اِخ ) قاسم بن احمد. رجوع به اعلام زرکلی ج 3 ص 821 و ج 2 ص 781 شود.
لورقی
لغت نامه دهخدا
لورقی . [ رَ قی ی ] (ص نسبی ) منسوب به لورقه . (سمعانی ).
لورقی. [ رَ قی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به لورقه. ( سمعانی ).
لورقی. [ رَ قی ی ] ( اِخ ) قاسم بن احمد. رجوع به اعلام زرکلی ج 3 ص 821 و ج 2 ص 781 شود.
لورقی. [ رَ قی ی ] ( اِخ ) قاسم بن احمد. رجوع به اعلام زرکلی ج 3 ص 821 و ج 2 ص 781 شود.
کلمات دیگر: