( اسم ) مراد لوح محفوظ و قلم است .
لوح و قلم
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
لوح و قلم. [ ل َ / لُو ح ُ ق َ ل َ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) رجوع به لوح ( در معنی کتاب مبین ) و قلم شود :
لوح و قلم به قطع دماغ و زبان توست
لوح و قلم بدان و ز لوح و قلم مپرس.
لوح و قلم به قطع دماغ و زبان توست
لوح و قلم بدان و ز لوح و قلم مپرس.
عطار.
کلمات دیگر: