کلمه جو
صفحه اصلی

اکمات

لغت نامه دهخدا

اکمات .[ اِ ] (ع مص ) کمیت شدن اسب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و رجوع به اکمتات و اکمیتات شود.


اکمات.[ اِ ] ( ع مص ) کمیت شدن اسب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اکمتات و اکمیتات شود.

اکمات. [ اَ ک َ ] ( ع اِ ) ج ِ اَکَمَة. ( متن اللغة ( اقرب الموارد ). رجوع به اکمة شود.

اکمات . [ اَ ک َ ] (ع اِ) ج ِ اَکَمَة. (متن اللغة (اقرب الموارد). رجوع به اکمة شود.



کلمات دیگر: