کلمه جو
صفحه اصلی

اکلاف

لغت نامه دهخدا

اکلاف. [ اِ ] ( ع مص ) آزمند گردانیدن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). عاشق کردن. ( المصادر زوزنی ).


کلمات دیگر: