صفحه اصلی
اوقیمون
بستن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
اوقیمون. [ اَ] ( اِ ) اوقیمن. بادروج. حوک. رجوع به اوقیمن شود.
کلمات دیگر: