اولق. [ اَ ل َ ] ( ع اِ ) دیوانگی و یا نوعی از دیوانگی. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). منه قوله : لعمرک بی من حب اسماء اولق. ( منتهی الارب ). رجوع به اولع شود. || ( ص ) مرد گول. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
اولق
لغت نامه دهخدا
دانشنامه عمومی
(سیرجان، مکی شهر) اُولَق، سیاه و سفید، ابلق.
کلمات دیگر: