کلمه جو
صفحه اصلی

اوژندیدن

لغت نامه دهخدا

اوژندیدن. [ اَ ژَ دی دَ ] ( مص ) افکندن و انداختن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( هفت قلزم ) ( ناظم الاطباء ). اوژنیدن.


کلمات دیگر: