انکاس. [ اِ ] ( ع مص ) سرنگون کردن. ( آنندراج ). نگونسار کردن. واگردانیدن. ( مصادر زوزنی از یادداشت مؤلف ). ارکاس. ( یادداشت مؤلف ).
انکاس. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ نِکس. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به نکس شود.
انکاس. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ نِکس. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به نکس شود.