( اسم ) مونث منقول جمع : منقولات .
نعل و موزه در پی کرده شده و اصلاح نموده شده .
نعل و موزه در پی کرده شده و اصلاح نموده شده .
منقوله . [ م َ ل َ / ل ِ ] (ع ص ) منقول . (ناظم الاطباء). منقولة. تأنیث منقول . ج ، منقولات . رجوع به منقولات شود.
منقولة. [ م َ ل َ ] (ع ص ) نعل و موزه ٔ درپی کرده شده و اصلاح نموده شده . (آنندراج ).