کلمه جو
صفحه اصلی

منقر

فرهنگ فارسی

منقر العین مرد که چشمش در مغاک فرو رفته باشد .

لغت نامه دهخدا

منقر. [ م ُ ق ِ ] ( ع ص ) شیر نیک ترش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

منقر. [ م ُ ق ُ ] ( ع اِ ) چوب کنده کرده جهت شراب. ج ، مناقیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). چوب ناودار جهت ساختن شراب. ( ناظم الاطباء ). || چاه خرد و سرتنگ. ( مهذب الاسماء ). چاه خرد تنگ سر در زمین درشت یا چاه بسیارآب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || حوض. ج ، مناقر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). حوض. ( اقرب الموارد ).

منقر. [ م ِ ق َ ] ( ع اِ ) میتین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کلنگ. ج ، مناقر. ( از اقرب الموارد ). || اسکنه. ج ، مناقر. ( مهذب الاسماء ). || چوب کنده کرده برای شراب. ( منتهی الارب ). چوب ناودار جهت ساختن شراب. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || چاه تنگ سر یا چاه بسیارآب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || حوض. ج ، مناقر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). حوض. ( اقرب الموارد ).

منقر. [ م ُ ن َق ْ ق َ ] ( ع ص ) منقرالعین ؛ مرد که چشمش در مغاک فرورفته باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

منقر. [ م ِ ق َ ] (ع اِ) میتین . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کلنگ . ج ، مناقر. (از اقرب الموارد). || اسکنه . ج ، مناقر. (مهذب الاسماء). || چوب کنده کرده برای شراب . (منتهی الارب ). چوب ناودار جهت ساختن شراب . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || چاه تنگ سر یا چاه بسیارآب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || حوض . ج ، مناقر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). حوض . (اقرب الموارد).


منقر. [ م ُ ق ِ ] (ع ص ) شیر نیک ترش . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).


منقر. [ م ُ ق ُ ] (ع اِ) چوب کنده کرده جهت شراب . ج ، مناقیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). چوب ناودار جهت ساختن شراب . (ناظم الاطباء). || چاه خرد و سرتنگ . (مهذب الاسماء). چاه خرد تنگ سر در زمین درشت یا چاه بسیارآب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || حوض . ج ، مناقر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). حوض . (اقرب الموارد).


منقر. [ م ُ ن َق ْ ق َ ] (ع ص ) منقرالعین ؛ مرد که چشمش در مغاک فرورفته باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).


دانشنامه عمومی

منقر (به عربی: المنقر) یک شهرداری در الجزایر است که در Taïbet District واقع شده است. منقر ۸٬۸۹۲ کیلومتر مربع مساحت و ۱۴٬۱۷۹ نفر جمعیت دارد و ۹۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای الجزایر


کلمات دیگر: