حاکم نشین ناحیه کرس واقع در سارتن
المتو
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
المتو. [ اَ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بساکوه بخش کلات شهرستان درگز در 97 هزارگزی جنوب خاوری کلات. دره و سردسیر است. سکنه آن 200 تن شیعه فارسی زبانند. آب آن از چشمه است و محصول آن غلات ، و شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
المتو. [ اُ م ِ ت ُ ] ( اِخ ) حاکم نشین ناحیه کرس واقع در سارتن . سکنه آن 1300 تن است.
المتو. [ اُ م ِ ت ُ ] ( اِخ ) حاکم نشین ناحیه کرس واقع در سارتن . سکنه آن 1300 تن است.
المتو. [ اَ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بساکوه بخش کلات شهرستان درگز در 97 هزارگزی جنوب خاوری کلات . دره و سردسیر است . سکنه ٔ آن 200 تن شیعه ٔ فارسی زبانند. آب آن از چشمه است و محصول آن غلات ، و شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
المتو. [ اُ م ِ ت ُ ] (اِخ ) حاکم نشین ناحیه ٔ کرس واقع در سارتن . سکنه ٔ آن 1300 تن است .
کلمات دیگر: