ظاهر نوعی از الماس نوکدار است که بشکل پیکان باشد .
الماس پیکانی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
الماس پیکانی. [ اَ س ِ پ َ / پ ِ ] ( ترکیب وصفی ) ظاهراً نوعی از الماس نوکدار است که بشکل پیکان باشد. ( بهار عجم ) ( آنندراج ) :
اختیار طالع اختر گناه من نبود
آسمانم گفت این الماس پیکانی بگیر .
اختیار طالع اختر گناه من نبود
آسمانم گفت این الماس پیکانی بگیر .
سلیم ( از بهار عجم ).
کلمات دیگر: