کلمه جو
صفحه اصلی

زواوه

لغت نامه دهخدا

( زواوة ) زواوة. [ زَ وَ ] ( اِخ ) شهریست به مغرب. ( منتهی الارب ). شهری از بربر. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). قبیله ای از بربر. ( از معجم البلدان ). رجوع به زواوی شود.

زواوة. [ زَ وَ ] (اِخ ) شهریست به مغرب . (منتهی الارب ). شهری از بربر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). قبیله ای از بربر. (از معجم البلدان ). رجوع به زواوی شود.



کلمات دیگر: