کلمه جو
صفحه اصلی

زهناک

لغت نامه دهخدا

زهناک . [ زِ ] (ص مرکب ) کسی که فرزند نجیب آورد. (ناظم الاطباء)


زهناک. [ زَ ] ( ص مرکب ) دارای نسل و اولاد. ( ناظم الاطباء ).

زهناک. [ زِ ] ( ص مرکب ) کسی که فرزند نجیب آورد. ( ناظم الاطباء )

زهناک . [ زَ ] (ص مرکب ) دارای نسل و اولاد. (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: