سرخ رنگ
معصفر گون
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
معصفرگون. [ م ُ ع َ ف َ ] ( ص مرکب ) سرخ رنگ. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) :
سرخی خفچه نگر از سرخ بید
معصفر گون پوستش او خود سپید.
سرخی خفچه نگر از سرخ بید
معصفر گون پوستش او خود سپید.
رودکی ( از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 474 ).
کلمات دیگر: