جای طلب و ورزش
معس
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
معس . [ م َ ع َس س ] (ع اِ) جای طلب و ورزش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جای طلب . یقال : هو قریب المعس ؛ ای المطلب . (از اقرب الموارد).
معس. [ م َ ] ( ع مص ) بمالیدن. ( المصادر زوزنی ). سخت مالیدن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || گاییدن کنیزک را. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). گاییدن زن را. ( آنندراج ). نکاح کردن زن را. ( از ذیل اقرب الموارد ). || خوار کردن. || نیزه زدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
معس. [ م َ ] ( ع اِ ) شیر و گویند ما فی الناقة معس ؛ این ماده شتر شیر ندارد. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || حرکت. ( از اقرب الموارد ).
معس. [ م َ ع َس س ] ( ع اِ ) جای طلب و ورزش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جای طلب. یقال : هو قریب المعس ؛ ای المطلب. ( از اقرب الموارد ).
معس. [ م َ ] ( ع اِ ) شیر و گویند ما فی الناقة معس ؛ این ماده شتر شیر ندارد. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || حرکت. ( از اقرب الموارد ).
معس. [ م َ ع َس س ] ( ع اِ ) جای طلب و ورزش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جای طلب. یقال : هو قریب المعس ؛ ای المطلب. ( از اقرب الموارد ).
معس . [ م َ ] (ع اِ) شیر و گویند ما فی الناقة معس ؛ این ماده شتر شیر ندارد. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || حرکت . (از اقرب الموارد).
معس . [ م َ ] (ع مص ) بمالیدن . (المصادر زوزنی ). سخت مالیدن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گاییدن کنیزک را. (ازمنتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). گاییدن زن را. (آنندراج ). نکاح کردن زن را. (از ذیل اقرب الموارد). || خوار کردن . || نیزه زدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات دیگر: