معظم چیزی . معظم چیزی و مجتمع آن و بقولی وسط آن مانند اصطمه .
اصتمه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( اصتمة ) اصتمة. [ اُ ت ُم ْ م َ ] ( ع اِ ) معظم چیزی. ( منتهی الارب ). معظم چیزی و مجتمع آن و بقولی وسط آن ، مانند اصطمة. ( از اقرب الموارد ).
اصتمة. [ اُ ت ُم ْ م َ ] (ع اِ) معظم چیزی . (منتهی الارب ). معظم چیزی و مجتمع آن و بقولی وسط آن ، مانند اصطمة. (از اقرب الموارد).
کلمات دیگر: