بی روییدگی شدن زمین و این وقتی گویند که در آن تره و گیاهی نباشد .اصت زمین . نبودن تره و گیاه در آن.بی گیاه شدن زمین.
اصت
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اصت. [ اَ ] ( ع مص ) بی روییدگی شدن زمین ، و این را وقتی گویند که در آن تره و گیاهی نباشد. ( منتهی الارب ). اصت زمین ؛ نبودن تره و گیاه در آن. ( از قطر المحیط ). بی گیاه شدن زمین. بی تره و بی گیاه شدن زمین.
اصة. [ اِ ص َ ] ( ع مص ) ( از «ؤص » ) وَاءْص. بر زمین زدن کسی را. ( منتهی الارب ).
اصة. [ اِ ص َ ] ( ع مص ) ( از «ؤص » ) وَاءْص. بر زمین زدن کسی را. ( منتهی الارب ).
اصت . [ اَ ] (ع مص ) بی روییدگی شدن زمین ، و این را وقتی گویند که در آن تره و گیاهی نباشد. (منتهی الارب ). اصت زمین ؛ نبودن تره و گیاه در آن . (از قطر المحیط). بی گیاه شدن زمین . بی تره و بی گیاه شدن زمین .
کلمات دیگر: